تلویزیون #منوتو بار دیگر با ساخت مستندی در باره شاه تحت عنوان #جنگ_برای_اروندرود اقدام به تحریفی بیشرمانه در بار سرنوشت كردها در پی عقد قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر نمود.
در این مستند با محوریت قائل شدن برای مبارزات كردها به رهبری مصطفی بارزانی، تلاش می شود \\١
در این مستند با محوریت قائل شدن برای مبارزات كردها به رهبری مصطفی بارزانی، تلاش می شود \\١
این مبارزات به عنوان فاكتوری تعیین كننده در عقد عهدنامه الجزایر شناسانده شود. فاكتوری كه عاملیت خود را از اراده محمدرضا برای اعمال فشار بر دولت مركزی عراق وام می گیرد و در نهایت هم كل هویت خود را از بازیگردانی دیكتاتور سابق به عاریه گرفته است. \\٢
در بخشی از این مستند به تلفات سنگین ارتش عراق در جنگ پارتیزانی با كردها اشاره می شود كه به توافق صدام حسین با بارزانی منتهی می شود (اشاره به معاهدهٔ ۱۱ مارس ۱۹۷۰). در ادامه یكی از «كارشناسان» برنامه ادعا می كند كه عدم هماهنگی بارزانی با پهلوی در ارتباط با توافق حاصل شده \\٣
به مثابه خیانت به محمدرضا تلقی شده است. از نگاه آنها این نتیجهگیری مبتنی بر نگاه ابزارگرایانه نسبت به مبارزات كردها كه جنبش های سیاسی آنها را از بستر تاریخی و ساختاری آن تفكیك و آن را به كارتی در میانهی معادلات دولت های سركوبگر تقلیل می دهد، اجتناب ناپذیر است. \\٤
یعنی وقتی شما نمیتوانید بفهمید و درك كنید كه كردها برای حقوق و مطالبات خود مبارزه كردهاند و نه خوشایند پهلوی ها، در نهایت هم باید به این نوع اظهارات شرم آور متوسل شوید، كه بله، رسیدن كردها به مطالب تشان و رسیدن به توافقی در این باره از نگاه پهلوی به عنوان یك خیانت احتساب شده \\٥
اما در ادامه این روایت-پروپاگاندای سلطنت طلبی شاهد یك سانسور حیرت انگیز هستیم. كل روایتی كه حول كردها و قرارداد الجزایر ارائه می شود، در نهایت پس از اشاره به جزئیات این قرداد، هیچ اشارهایی به سرنوشت كردها نمی كند. چرا؟ چون كردها در نتیجهی بده بستان میان دولت ها سلاخی شدند \\٦
و در یك سوی این بدهبستان محمدرضا پهلوی ایستاده است.
پرسشی كه از سازندگان این روایت-پروپاگاندا داریم این است: چگونه است كه توافق كردها با صدام حسین كه در نهایت نمی توانست هیچ مخاطرهایی برای ملت ها، اقلیت ها یا دولت ها به دنبال داشته باشد و صرفا تلاشی برای \\٧
پرسشی كه از سازندگان این روایت-پروپاگاندا داریم این است: چگونه است كه توافق كردها با صدام حسین كه در نهایت نمی توانست هیچ مخاطرهایی برای ملت ها، اقلیت ها یا دولت ها به دنبال داشته باشد و صرفا تلاشی برای \\٧
احقاق حقوق یك ملت بوده، خیانت به پهلوی محسوب می شود، اما توافق پهلوی با صدام كه به نابودی هزاران انسان، آوارگی و سلاخی آنها منجر شد، را نمی توان خیانت پهلوی به كردها نامید!
دست از این مفاهیم ارزش گرایانه بر می داریم (كما اینكه شما خود در ابتدا به آن متوسل شدهاید) \\٨
دست از این مفاهیم ارزش گرایانه بر می داریم (كما اینكه شما خود در ابتدا به آن متوسل شدهاید) \\٨
چرا جرات نكردید كوچكترین اشارهایی به تبعات این قرارداد برای كردها بكنید؟ چرا تا این حد فرض را برحماقت مخاطب خود گذاشتهاید كه اینگونه بی پروا دست به سانسور بزنید و خطی را كه خود در این روایت به آن شكل دادهاید (یعنی مبارزات كردها و ارتباط آنها با «جنگ برای اروندرود») \\٩
در جایی به پایان می رسانید كه دامن پهلوی كلهدار نشود؟
سازندگان این «مستند» تا جایی برای مبارزات كردها و نقش آنها در این معادلات اهمیت قائلند كه روایت خود را بر اساس آن ساخته و پرداخته كنند؛ روایتی كه در آن عاملیت پهلوی در مناسبات قدرت در خاورمیانه و سلطه او \\١٠
سازندگان این «مستند» تا جایی برای مبارزات كردها و نقش آنها در این معادلات اهمیت قائلند كه روایت خود را بر اساس آن ساخته و پرداخته كنند؛ روایتی كه در آن عاملیت پهلوی در مناسبات قدرت در خاورمیانه و سلطه او \\١٠
بر این مناسبات مسجل شود. اما آنجا كه موضوع به تبعات سیاسی و انسانی این زدوبندها می رسد، آنجا كه باید چهرهی پهلوی خدشهدار شود، ناگهان روایت كردها و نقش و سرنوشت آنها در این مستند به پایان حیرت آور خود می رسد. این مستند ادامه روایت سانسور و پروپاگاندای سلطنت طلبان است برای \\١١
تحمیل خوانشی از تاریخ كه سراسر جعل است و تحریف. این مستند نسخهی سلطنتی روایت های جمهوری اسلامی است از مبارزات فرودستان و به حاشیهراندشدگان، مستندی برای تحمیق آنها كه می خواهند تاریخ را صرفا از «تونل زمان» و تصاویر رنگی و كمتر دیده شده بشناسند. \\١٢
پ.ن: نام قیامی كه شما به پایان آن اشاره نكردید و مانند یك سلسله فعالیت های مبهم به آن پرداختید تا با توسل به آن به زعم خودتان چهرهی یك حاكم مقتدر و مسلط بر زمانه را از پهلوی نشان دهید، قیام ایلول ( ۱۹۶۱-۱۹۷۵) است، قیامی كه علیرغم پایان فاجعهبار آن، سالها بعد، \\١٣
وقتی از پهلوی و صدام تنها یك نام باقی مانده بود، با تكیه بر عاملان و مبارزان دیگری راه خود را در میانهی سركوب و انكار یافت و به حیات سیاسی خود تداوم بخشید. \\١٤
Read on Twitter